عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

35

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ و معلوم است كه اضلال در بتان نيست ، فانّ الهادى و المضل هو اللَّه عزّ و جل ، لكن اصنام سبب ضلالت ايشان بودند پس بر سبيل تسبب اضلال با نام ايشان كرده ، اينجا همچنانست زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ . معني آنست : زين للناس الشهوات و حببت اليهم . شهوات آرزوى نفس است ، و لذت راندن ، و بر پى هواى خود ايستادن ، آن گه شهوات را تفسير كرد و ابتدا بزنان كرد . فانّهن حبائل الشيطان و اقرب الى الافتنان . كه اين زنان دام شيطانند ، و مرد به هيچ چيز چنان زود فتنه نگردد كه برين زنان . مصطفى ص گفت : « ما تركت بعدى فتنة أضرّ على الرجال من النساء » . و عجب آنست كه اين زنان را دام خواند و شيطان را دام نهنده ، پس كيد دام نهنده را ضعيف گفت ، إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً و كيد دام عظيم خواند : إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ، از بهر آنكه كيد شيطان چون با رحمت خداى مقابل كنى ضعيف باشد ، و كيد زنان چون با شهوت مردان و ميل ايشان مقابل كنى قوى باشد و عظيم . وَ الْبَنِينَ و از شهوات دنيا كه مردم آن را سخن دوست دارند پسرانند ، مصطفى ص گفت انّهم لثمرة القلوب و قرّة الاعين ، و انهم مع ذلك لمجبنة منجلة محزنة . و روى : ما من اهل بيت يولد فيهم ولد ذكر إلّا و اصبح فيهم عز لم يكن . وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ - قناطير جمع قنطارست ، و در لغت عرب قطعى نيست بر كميت و حدّ ان . جايى كه گذرگاه مردم بود آن را - قنطره - گويند و قنطار مالى باشد كه گذرگاه زندگى تو بود ، پس باحوال مردم بگردد همچون بىنيازى و توانگرى ، يكى باندك مال خود را بىنياز و مستغنى بيند ، يكى تا مال بسيار جمع نكند خود را بىنياز و مستغنى نداند ، و جماعتى از مفسران در - قنطار - سخن گفته‌اند و آن را حدّى پديد كرده گفتند : - هزار دينار ، و گفتند : كه پانصد ، و گفتند كه نصاب زكات ، آن كه زكات در آن واجب شود . و گفته‌اند كه پرى پوست گاو دينار يا درم ، و گفته‌اند : دوازده هزار درم ديت مردى مسلمان . و المقنطرة - المجموعة